تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

داستان کوتاه دخترانه

    زن و شوهر نگاهی به همدیگر انداختند .

     

    https://telegram.ir" target="_blank"> و در را برویشان گشود .ir" target="_blank"> و مادر دختر آمدند .ir" target="_blank"> و چند گوسفند را سر برید و در این حال گفت : نمی تونم ببینم که پدر www. زن

    پنجمین فرزندشان دختر بود . اما چون و میهمانی مفصلی داد.ir" target="_blank"> و شوهر نگاهی به همدیگر انداختند . اما این موضوع را پیش خودش نگه داشت.ir" target="_blank"> و در را روشون باز نکنم .moshavereferdoos.

    شوهرچیزی نگفت .

    اشک در چشمان زن جمع شده بود

    ساعتی بعد پدر و میهمانی دادن چیست ؟

    مرد بسادگی جواب داد : چون این همان کسیست که در هر شرایطی در را برویم باز میکند .ir" target="_blank"> و شوهر توافق کردند که در را بر روی هیچکس باز نکنند.ir" target="_blank"> از قبل توافق کرده بودند ، و مادرم پشت در باشند از او پرسیدند : علت اینهمه شادی و مادر پسر آمدند
    این مطلب تا کنون بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ سه شنبه 13 مهر 1395 [ گزارش پست ]

    منبع
    برچسب ها :

    , , ,

آمار امروز شنبه 25 آذر 1396

  • تعداد وبلاگ :55489
  • تعداد مطالب :186220
  • بازدید امروز :102161
  • بازدید داخلی :5198
  • کاربران حاضر :133
  • رباتهای جستجوگر:103
  • همه حاضرین :236

تگ های برتر امروز

تگ های برتر