تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

داستان کوتاه دخترانه

    پنجمین فرزندشان دختر بود .ir" target="_blank"> و شوهر نگاهی به همدیگر انداختند .

    زن و چند گوسفند را سر برید و شوهر نگاهی به همدیگر انداختند .ir" target="_blank"> و شوهر توافق کردند که در را بر روی هیچکس باز نکنند.ir" target="_blank"> و در این حال گفت : نمی تونم ببینم که پدر و در را برویشان گشود .

    ساعتی بعد پدر و در را روشون باز نکنم . اما این موضوع را پیش خودش نگه داشت.ir

    در اولین صبح عروسی ، و مادرم پشت در باشند از قبل توافق کرده بودند ، هیچکدام در را باز نکرد.me/joinchat/DdoLGT-cY947fKFtVu8vbg

    ، زن https://telegram.moshavereferdoos.ir" target="_blank"> و میهمانی مفصلی داد.ir" target="_blank"> از او پرسیدند : علت اینهمه شادی

    ابتدا پدر و مادر پسر آمدند .

    شوهرچیزی نگفت ،

    www.ir" target="_blank"> و مادر دختر آمدند .

    سالها گذشت خداوند به آنها چهار پسر داد .ir" target="_blank"> و میهمانی دادن چیست ؟

    مرد بسادگی جواب داد : چون این همان کسیست که در هر شرایطی در را برویم باز میکند
    این مطلب تا کنون بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ سه شنبه 13 مهر 1395 [ گزارش پست ]

    منبع
    برچسب ها :

    , , ,

آمار امروز چهار شنبه 22 آذر 1396

  • تعداد وبلاگ :55489
  • تعداد مطالب :185041
  • بازدید امروز :129498
  • بازدید داخلی :4045
  • کاربران حاضر :130
  • رباتهای جستجوگر:153
  • همه حاضرین :283

تگ های برتر امروز

تگ های برتر